loading...
سایت شعر فارسی
:| بازدید : 74 دوشنبه 27 شهریور 1396 نظرات (0)

قَصیده یا چَکامه یک قالب شعر کلاسیک فارسی است.

قصیده معمولاً از ۲۰ تا ۷۰ بیت است.

موضوع قصاید مدح شاهان و بزرگان، تهنیت جشن‌ها، وصف طبیعت و گاه پند و اندرز است.

در این نوع شعر مصراع اول با مصراع‌های زوج هم‌قافیه است.

شاعران ایرانی قصیده را از شعر عربی گرفته‌اند.

بخش عظیم ادبیات فارسی را دهٔ ششم هجری، قصیده تشکیل می‌دهد.

تفاوت قصیده با قالبِ غزل در تعداد ابیات و موضوع شعر است.

کمی یا زیادیِ بیت‌های قصاید بستگی دارد به اهمیت موضوع، قدرت و قوّت طبع شاعر و نوع قافیه و اوزان شعری.

بنا به روایتی نخستین شعر فارسی قصیده‌ای است از محمد وصیف سگزی، دبیر دربار یعقوب لیث صفاری، که تنها ۶ بیت آن باقی مانده است. مطلع این قصیده این است:

(ای امیری که امیران جهان خاصه و عام / بنده و چاکر و مولای و سگ بند و غلام)

شاعر می‌تواند قصیده را در وزن‌های گوناگونی بسراید

انواع قصیده

۱ مدحی ۲ مذهبی و فلسفی ۳ اخلاقی و زهدی ۴ سیاسی و اجتماعی

 

مشهورترین قصیده سرایان مدیحه گو: رودکی، منوچهری، فرخی سیستانی، عنصری، انوری، خاقانی

بخش‌های قصیده‌های مدحی

قصیده‌های مدحی معمولاً از چهار بخش تشکیل می‌شوند: ۱ تغزل یا تشبیب ۲ گریز به مدح ۳ مدح ۴ دعا و شریطه و اعتذار

 

وجه تسمیه

از آن‌جا که در این گونه شعر، نظر شاعر اغلب به شخص و مقصودی معیّن توجّه دارد آن را قصیده یعنی مقصود نام داده‌اند. طبق نظر علمای ادب، در قصاید فارسی مطلع باید که مصرّع باشد و هرگاه که چنین نیست، به آن شعر قطعه می‌گویند و نه قصیده.

 

پیشینه

اگرچه پیشینهٔ قصیده به شعر عربی در دوران جاهلیت می‌رسد، لیکن در شعر فارسی از قرن سوم هجری رواج یافت و دوران اوج شکوه آن تا قرن ششم هجری بوده‌است.[۳] از قرن هفتم به‌بعد، به‌دلیل از بین رفتن دربارهای مقتدری که مشوق شاعران مدیحه‌سرا بودند، قصیده رو به ضعف نهاد. موضوع قصیده‌ها از قرن نهم به‌بعد، بیشتر تجلیل و ستایش اولیای دین است. در دوران متأخر، ملک‌الشعرا بهار با وارد کردن مضمون‌های اجتماعی و سیاسی در قصیده‌ها، رنگ تازه‌ای به قصیده داد و این قالب شعری را احیا کرد.[۴]

 

ساختار و نحوه قرار گیری قافیه در قصیده

ــ•ــ•

ــــ•

ــــ•

ــــ•

ــــ•

ــــ•

ــــ•

ــــ•

ــــ•

تحولات

قصیده از حیث مضمون و محتوا، از آغاز تا امروز دستخوش دگرگونی‌هایی شده‌است که می‌توان آنها را به‌اجمال به شرح زیر بیان کرد:

 

الف) در روزگار سامانیان اغلب به مدح و ستایش در حد اعتدال و مبالغههای شاعرانه پرداخته می‌شده‌است.

ب) در دوران غزنویان و سلجوقیان به مدح و ستایش سلاطین و وزرا و امرا با تملق و چاپلوسی به حد غلو و افراط در طرح تقاضا به حد سؤال و تکدی می‌رسیده‌است.

ج) ناصر خسرو، با ایجاد تحول و انقلاب در مضمون قصیده، آن را در خدمت توجیه و تبیین مبانی اعتقادیِ آیین اسماعیلیان درآورد.

د) سنایی قالب قصیده را به مضامین دینی و شعر عرفانی و زهدیات و قلندریات تخصیص داد و شیوهٔ او به‌وسیلهٔ عطار، شمس مغربی، اوحدی، خواجو، جامی و دیگران دنبال شد.

ه) سعدی، و به‌تَبَعِ او، سیف فَرغانی، قصیده را بیشتر در استخدام طرح مسائل اخلاقی و اجتماعی درآوردند.

و) از دوران مشروطیت به این سو، قصیده بیشتر در خدمت مسائل سیاسی، اجتماعی، میهنی و ملی و ستایش آزادی قرار گرفته و در تهییج عواطف و احساسات و تنویر افکار جامعهٔ کتاب خوان نقش بسزایی داشته است. شاخص‌ترین قصاید از این نوع را می‌توان در دیوان ملک‌الشعرا بهار سراغ گرفت.

 

قوانین و اصطلاحات

قصیده دارای اصطلاحاتی خاص خود است. بیت اول آن مَطلَع نامیده می‌شود. در قصیده‌های مدحی، اغلب چهار بخش مشخص است: تشبیب، تخلص، مدح و دعای تأبید. بیت‌های شروع قصیده را، که معمولاً وصف طبیعت یا شرح وصال یا فراق معشوق است، «تغزل» (شعر عاشقانه گفتن) یا «تشبیب» (احوال ایام جوانی را ذکر کردن) یا «نسیب» (شعر لطیف دربارهٔ زنان) می‌گویند. پس از چند بیت، شاعر تغزل را به مدح می‌کشاند که این قسمت را «تخلص» می‌نامند. مهارت شاعر در پیوستن بخش مقدمه قصیده به مدح، و ظرافتی که در این مورد به‌کار می‌بَرَد «حسن تخلص» نامیده می‌شود. پس از مدح، که قسمت اعظم قصیده را تشکیل می‌دهد، شاعر قصیده را با «دعای تأبید» به پایان می‌بَرَد، یعنی برای ممدوح خود آرزوی جاودانگی می‌کند، که به این قسمت شَریطه می‌گویند. در بسیاری از قصاید، به‌ویژه وقتی که موضوع آن مدح نیست، بدون تشبیب و تغزل سروده شده‌اند و شاعر بدون مقدمه وارد موضوع موردنظر خود شده‌است. چنین قصیده‌ای را «محدود» یا «مُقتَضَب» می‌نامند.[۵] به‌لحاظ طولانی بودن قصیده و یکسان بودن قوافی، گاه شاعر مجبور به تجدید مطلع می‌شود؛ یعنی مصراع اول بیتی در اواسط قصیده با مصراع‌های زوج هم‌قافیه می‌گردد. پس از آن، شاعر اجازه دارد که قوافی تکراری با بخش قبلی را در شعر خود استفاده کند. خاقانی شروانی و سعدی شیرازی در قصاید خود از روش تجدید مطلع بهره برده‌اند.

 

قصیده‌سرایان بزرگ فارسی

فرخی سیستانی

منوچهری دامغانی

عنصری

ناصر خسرو

خاقانی شروانی

انوری اَبیوَردی

ظهیر فاریابی

سعدی شیرازی

 

ملک الشعرای بهار

اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 1400
  • کل نظرات : 8
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 5
  • آی پی امروز : 0
  • آی پی دیروز : 9
  • بازدید امروز : 2
  • باردید دیروز : 11
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 2,536
  • بازدید ماه : 2,536
  • بازدید سال : 12,090
  • بازدید کلی : 132,211